تبليغاتX
دعوت به مراسم داستان خوانی


جرج اورول

برگردان: مهرشيد متولي

از همان بچگي، شايد پنج يا شش سالگي، مي‌دانستم كه وقتي بزرگ شدم بايد نويسنده شوم. از هفده تا بيست و چهار سالگي سعي كردم اين فكر را كنار بگذارم ولي با علم به اين كه دارم به فطرت واقعي خودم بي‌‌حرمتي مي‌كنم و دير يا زود بايد بنشينم و كتاب بنويسم، نويسنده شدم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 5:20 |


اثر : هاينريش بل
مترجم: شاپور چهارده چريك

 

هفت سال پيش به ملا قات سردبير يكي از مجلا ت معروف رفتم تا يك نسخه از يكي از کتابهايم را به او بدهم. موقعي که مرا پيش او بردند، من کتابم را به او دادم. ولي او اصلاً اعتنائي به نوشتة من نكرد و کتاب مرا روي نوشته هاي ديگري که تمام ميزتحريرش را پوشانده بودند ، پرت کرد . دستور داد تا منشي اش يك استكان قهوه براي من بياورد و خودش يك ليوان آب نوشيد وگفت : من نوشتة شما را بعداً خواهم خواند. شايد چند ماه ديگر. همانطور که ملا حظه مي فرمائيد، من بايد تمام اين نوشته ها را بخوانم . ولي لطفاً به يك سؤال من جواب بدهيد، سؤالي که ديگران هنوز نتوانسته‌اند به آن جواب بدهند؛ با وجوديكه امروزهفت نفر اينجا بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 23:30 |

جملات قصاری پیرامون نوشتن


k_bajan@yahoo.com

کیوان باژن- توصیه های اهل فن، همیشه چراغ راه نوآموزان و رهپویان هر رشته است. بر همین مبنا، خواندن این جملات انتخاب شده از گفتارهای پراکنده «آندره ژید» را به نویسندگان و منتقدان ادبیات پیشنهاد می کنیم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 5:40 |

 

(هوشنگ گلشیری)

 

متن سخنراني درآلمان

 

دركشور من كساني كه فيلم هاي امريكايي وگاهي روسي ديده باشند، سربازان آلماني جنگ اول وگاهي دوم را انبوهي آدم آهني مي بيننند كه اغلب به صف و اسلحه به دست حركت مي كنند و به هر چيز زنده اي شليك مي كنند. اين تصوير عام سربازان آلماني است. هر بلايي سر چنين موجوداتي بيايد، بينندگان را متأثر نمي كند.
اما اگر كسي اين بخت را داشته باشد كه" درغرب خبري نيست" "اريش ماريا رمارك" را خوانده باشد يا بعضي رمان ها و داستان هاي كوتاه هاينريش بل، داستان هاي كوتاه ولفگانگ بورشرت را، آن تصوير عام رنگ مي بازد، و سربازان آلماني نيز گذشته و حال پيدا مي كنند، صاحب درون مي شوند و بالاخره فرديت پيدا مي كنند.
از اين منظر است كه من امروز مي خواهم با نگاهي به تجربه هايم درعرصة نويسندگي بگويم كه چرا داستان مي تواند به صلح ميان ملت ها، به تسامح ميان آدم هاي گوناگون كمك كند . پس اگر گاهي از تجربه هاي خودم مي گويم. تنها به اين دليل است كه بر تجربه هاي صاحب اين قلم اشراف دارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:15 |
عباس معروفی

مینیاتور پرسپکتیو ندارد. این سبک از نقاشی قرن‌ها بدون پرسپکتیو به‌وسیله نقاشان اجرا و از نسلی به نسل دیگر واگذار شده است.
داستان شازده کوچولو با منطق تخیل کودکانه پیش می‌رود، و همه‌‌ی مردم دنیا از جوان و پیر پذیرفته‌اند که شازده کوچولو از اخترکش به زمین آمده، با واقعیت آمیخته، و سپس با همان منطق به خاک خودش برگشته است.

هیچ‌کس تعجب نمی‌کند که شازده کوچولو با روباه حرف می‌زند و باهاش دوست می‌شود، و جای تعجب دارد اگر شازده کوچولو برای برگشتن به اخترکش یک سفینه داشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 7:34 |
 

برای نوشتن سه چیز لازم است:

داشتن یک داستان خوب برای تعریف کردن-دانستن اینکه چطور آن را تعریف

کنی- و سومی که از همه مهم تر است .شوق تعریف کردن آن داستان

خوان مارسه -نویسنده ی اسپانیایی

به نقل از

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و ساعت 6:56 |
نام پل استر را زیاد  اینجا و آنجا خوانده بودم.سرانجام یک هفته پیش کتابی از او تهیه کردم و

خواندم به اسم شهر شیشه ای.سبک و محتوای خیره کننده ای داشت و خیلی خواندنی بود.

امروز هم مصاحبه ای در روزنامه ی کارگزاران چاپ شده بود(بعد از شرق که بسته شد دیگر فرق ندارد

چه روزنامه ای بخوانی!)از همین جناب پل استر.حرف جالبی داشت که می گفت :وقتی در اوج موفقیت

و کامیابی هستی تراژدی بنویس .وقتی هم که غمگینی طنز بنویس.

فکر کردم:پس روزگار ما روزگار طنز نویسی است!

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 23:22 |
آقای محمدعلی گفت:

برای جاندار شدن شخصیت داستان،لازم است که او از حالت منفعل خارج شود و کاری صورت دهد،

تکانی بخورد و حرکتی را به انجام برساند.

 

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:53 |

- اما پند من به نويسندگان جوان:‌ که به اثر بينديشند و نه به نشر. در به چاپ رساندن کتاب شتاب نکنند و خواننده را از ياد نبرند. نيز - اگر دست اندرکار داستان سرايی اند - درصدد بيان چيزی که صادقانه از عهده تخيلش برنمی آيند، برنيايند. تنها به وقايعی بپردازند که به تخيل بعد و ديدی خلاق می بخشد،‌نه آنکه تنها مايه حيرت شود. در مورد سبک و سياق نويسندگی فقر واژگان را بر غنای بيش از حد آن ترجيح می دهم. اگر بخواهم تنها يک ضعف اخلاقی را در اثری برشمارم همانا جلوه فروشی و خودنمايی ست. نوشته ای که در هرصفحه آن همه صفات و تشبيه ها نو باشند به چيزی جز عجب يا ميل به متعجب کردن خواننده گرفته نمی وشد. خواننده نبايد قدرت و مهارت نويسنده را حس کند. نويسنده بايد بی آنکه وجودش را تحميل کند و بدون قهر و زور، توانا و ماهر باشد. وقتی که ترکيب همه چيز در حسن باشد در عين راحتی و روانی ،‌بی همتا و تغيير ناپذير می نمايد. اگر در نوشته ای زور و تقلا حس کردی يقين بدان که بايد به نويسنده آن مشکوک شوی. نه اينکه حکم کنم که نويسنده بايد خود انگيخته و خود جوشنده باشد چه تعبير اين حرف آنست که نويسنده بايد يکسره و يکراست بر کلمه صحيح وبجا انگشت بگذارد که اين بسيار نامحتمل است. اما وقتی کار يک اثر پايان می يابد، بايد خود انگيخته بنمايد،‌حال آنکه شايد سرشار از صنايع پنهانی و کاردانی و استادی بدور از کبر و عجب (‌و بری از جلوه فروشی ) باشد.

 

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت 19:25 |


 گراهام گرين در مقام دفاع از كار نويسنده می‌گويد: «وقتى پاى اثرى می‌نشينم، سعى می‌كنم براى آدم‌هاى واقعى كه با آنها روبه‌رو شده ام سرنوشتى ديگر رقم بزنم.» از نظر جوزف كنراد هم كارنويسنده عمليات نجات در تاريكى است. بيرون كشيدن مراحل ناديده و ازياد رفته در توفان زندگى. او معتقد است رمان اگر به درد زندگى مردم نخورد كه رمان نيست.
ميلان كوندرا در جايى می‌گويد: حدى هست كه رمان نويس نمی‌تواند درباره رمان‌هايش نظريه پردازى كند، آن حد جايى است كه بايد بداند سكوت معنى بيشترى به داستان او می‌دهد؟
من به آن حد رسيده بودم.
مى خواهم بگويم كه نويسنده نبايد الزاما از كار خود دفاع كند.
خود اثر بايد گويا باشد و منتقد ادبى هرچه می‌خواهد از آن بيرون بكشد.
نويسنده دنده آدم شخصيت داستانى است. زندگى نويسنده به قول ادوارد سعيد متفكر عرب و آرمان خواه فلسطين خود داستان است. آنچه روايت می‌شد، روايت است نه موضوع، نه پى رنگ و نه تبديل زندگى نويسنده به رمان.
نويسنده خودش داستان است. او از داستان مرخص می‌شود تا خواننده با واقعيتى داستانى روبه‌رو شود.
شايد بهترين تعريف اين باشد كه بگوييم واقعيت داستان در هدف آن نهفته است. كشف و ثبت دنياى انسانى انسانى انسان. همين.

 برای خواندن اصل مطلب به بروید.
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 15:10 |
آشنایی زدایی  پس زدن یا بالا بردن پرده آشنایی ما با هستی پیشین

است، زدودن هستی ما از تعاریف معمول از اشیا و پدیده ها.

فایده آشنازدایی چیست؟

اساسا یک تعریف هنر ، دیدن متفاوت هستی اطراف ماست.

آشنایی زدایی با دیگرگون دیدن و دیگرگون کردن چیزهای آشنای جهان،

به غنای روحی خواننده (یا به کار گیرنده ی هر هنری) یاری می رساند.

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 6:44 |
ولادیمیر پراپ،قصه شناس روسی معتقد است هر متنی که بیان کننده تغییر وضعیت از حالتی متعادل به حالت غیرمتعادل و بازگشت به حالت متعادل یا برعکس باشد،داستان است.
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در دوشنبه نوزدهم دی 1384 و ساعت 5:30 |
داستان خوب دو ویژگی اساسی دارد:

- آدمی را سرگرم می کند.

- و او را به تفکر وا می دارد.

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384 و ساعت 11:54 |
دیروز هم کلاس آقای محمدعلی بودم.برایم جالب است و البته

آموزنده.می گفت جمالزاده و دهخدا از ترس فرهنگ غربی که

هجوم آورده بود در نوشته های شان ضرب المثل و متل فراوان

به کار بردند تا زبان فارسی  از آنها بی بهره نشود و موفق هم شدند

اما (به گفته او) مثلا جمال زاده فاقد دیدگاه داستانی است و

بسیاری از کارهایش در حد طرح مانده اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در دوشنبه چهاردهم آذر 1384 و ساعت 2:53 |

خبرگزاري دانشجويان ايران - مشهد
سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات

تجربه در جهان ثابت كرده است كه با تكنيك محض نمي‌توان داستان ساخت و نويسنده، بايد ابتدا قصه‌اي داشته باشد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فتح‌الله بي‌نياز ـ نويسنده و منتقد ادبيات داستاني ـ در جلسه‌اي كه با موضوع «آسيب شناسي رمان و داستان كوتاه» ازسوي قطب علمي دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد، با بيان مطلب بالا، از نبود انديشه‌ يا انديشه گريزي به عنوان اولين ضعفي كه در بسياري از داستان‌ها ديده مي‌شود، ياد كرد.

وي افزود: متاسفانه وقتي يك منتقد از انديشه در داستان صحبت مي‌كند، برخي از نويسندگان فكر مي‌كنند منظور، مطرح شدن موضوعات فلسفي در داستان است؛ درحاليكه انديشه‌اي كه يك منتقد يا خواننده حرفه‌يي و حتا توده مردم از يك داستان توقع دارند، بايد در خود متن تنيده باشد.

او تصريح كرد: در بسياري از داستان‌ها ديده مي‌شود كه از موضوعات فلسفي، هستي شناسي و... به عنوان مثال در يك اتاق يا فضايي بسته بحث مي‌شود، اما وقتي شخصيت داستان از آن فضا خارج مي‌شود، اين موضوعات ديگر در مسير داستان دنبال نمي‌شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384 و ساعت 5:43 |
نوشته ای خواندنی:

http://www.govashir.com/StoryWorkshop/archives/001132.html

 

+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در جمعه سیزدهم آبان 1384 و ساعت 12:21 |