البته من هم با شما هم عقيده ام كه نويسنده در نامگذاري سليقه به خرج نداده است ، اما به حقيقت سوگند مي خورم كه اين حرف را نه براي خوشامد شما مي زنم و نه براي آنكه با بدگويان همداستان شوم و به نويسنده بتازم . اين را مي دانيد كه دنياي ما دنياي آشفته اي است و صلاح هيچكس در اين نيست كه بكوشد تا آنرا آشفته تر كند . در اين جنگل تو در توي درهم و برهمي كه مسكن ما است بيش از هر چيز به تفاهم احتياج داريم ، به اينكه هم را بشناسيم و زبان يكديگر را درك كنيم . در غير اين صورت نمي توان گفت چه پيش خواهد آمد و كار به كجا خواهد كشيد ، اما دست كم اين هست كه زيان هاي جبران ناپذيري خواهيم ديد . مثلاْ اين خيلي ساده است و زياد بعيد و تعجب آور نيست كه نويسندگان تازه كارمان از اينكه دنياي درونيشان ناشناخته مانده است مأيوس و نوميد شوند و به كارهاي ديگري بپردازند . بيهوده نيست كه تعداد ورزشكاران و يا كساني كه واسطه ي فروش اتومبيل هاي مستعمل اند روز به روز افزايش مي يابد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید یوسفی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت
6:44 |


