سرشار از داستان و دوستان،
با شادمانی و تندرستی،
برای تان
آرزومندم.
سرشار از داستان و دوستان،
با شادمانی و تندرستی،
برای تان
آرزومندم.
چرا دريا توفاني شده بود
صادق چوبك
جماعت
وقتی مرد را دید که در حال دویدن است،شروع به دویدن کرد.نفر سوم با دیدن آن دو مرد
که با عجله می دویدند،به دنبال شان دوید.نفر چهارم و پنجم هم از آنها پیروی کردند.پس از
چند دقیقه،جماعت بزرگی از مرد و زن و پیر و جوان،سراسیمه و با عجله، در طول خیابان
دراز شهر که به میدان اصلی منتهی می شد، در حال دویدن بودند.
جماعت سرانجام به میدان اصلی رسید.کسانی که در صف اول بودند مردی را می دیدند که
پشت به آنها در گوشه ای از خرابه ی کنار میدان،چمباتمه زده و در حال خالی کردن خودش
است.
حمید یوسفی
۸اسفند ۸۴
| ||
| برای خواندن اصل مطلب به بروید. | ||